مادر و دختری

  • خانه 
  • موضوعات 
  • آرشیوها 
  • آخرین نظرات 

استرس کودکان در جنگ تحمیلی سوم

20 خرداد 1405 توسط نور دیده

استرس در کودکان موضوعی مهم و گاهی نادیده‌گرفته‌شده است. بسیاری از افراد تصور می‌کنند استرس فقط مربوط به بزرگسالان است، اما کودکان نیز به دلایل مختلفی مانند مشکلات خانوادگی، فشارهای مدرسه، تغییرات محیطی، دعوا با دوستان، یا حتی ترس از شکست، یا جنگ دچار استرس می‌شوند. این احساس اگر به‌موقع شناخته و مدیریت نشود، می‌تواند بر رشد عاطفی، رفتاری و حتی جسمی کودک اثر بگذارد.

برای شناخت استرس کودکان در جنگ تحمیلی سوم مطالبی را بیان می کنیم .

 

کودکان معمولاً مانند بزرگسالان نمی‌توانند احساسات خود را دقیق و روشن بیان کنند. به همین دلیل استرس در آن‌ها ممکن است به شکل‌های غیرمستقیم دیده شود؛ برای مثال، کودک ممکن است دچار دل‌درد، سردرد، بی‌خوابی، کابوس، کم‌اشتهایی یا پرخوری شود. بعضی کودکان هم پرخاشگر می‌شوند، بعضی دیگر گوشه‌گیر و ساکت، و برخی ممکن است در مدرسه تمرکز نداشته باشند یا افت تحصیلی پیدا کنند. این نشانه‌ها همیشه به معنای استرس نیستند، اما اگر هم‌زمان و به‌طور مداوم دیده شوند، باید جدی گرفته شوند.

یکی از دلایل اصلی استرس در کودکان، محیط خانه است. وقتی بین والدین تنش، مشاجره یا ناامنی وجود داشته باشد، کودک احساس ترس و بی‌ثباتی می‌کند. همچنین انتظارهای بیش از حد از کودک، مقایسه او با دیگران، تنبیه سخت‌گیرانه یا بی‌توجهی عاطفی می‌تواند فشار روانی زیادی ایجاد کند. در مدرسه نیز حجم زیاد تکالیف، امتحان‌ها، رقابت با هم‌کلاسی‌ها، یا تجربه‌ی زورگویی و تمسخر، از عوامل شایع استرس هستند.

نکته مهم این است که مقدار کمی استرس در زندگی طبیعی است و حتی می‌تواند به کودک کمک کند تا مهارت‌های مقابله‌ای را یاد بگیرد. اما استرس شدید یا طولانی‌مدت می‌تواند آسیب‌زا باشد. در چنین شرایطی، کودک ممکن است اعتمادبه‌نفسش را از دست بدهد، از فعالیت‌های اجتماعی دور شود، یا دچار اضطراب و افسردگی شود. در سنین پایین، استرس طولانی‌مدت حتی می‌تواند بر خواب، رشد مغزی و سلامت عمومی بدن اثر منفی بگذارد.

والدین و مربیان نقش بسیار مهمی در کاهش استرس کودکان دارند. اولین قدم، گوش دادن به کودک با آرامش و بدون قضاوت است. کودک باید احساس کند که می‌تواند درباره ترس‌ها و نگرانی‌هایش صحبت کند. ایجاد برنامه‌ی منظم روزانه، خواب کافی، تغذیه سالم، بازی و فعالیت بدنی نیز به کاهش استرس کمک می‌کند. بازی برای کودک فقط سرگرمی نیست، بلکه راهی برای تخلیه هیجانات و آرام شدن است. همچنین آموزش مهارت‌هایی مثل نفس عمیق کشیدن، بیان احساسات و حل مسئله می‌تواند بسیار مفید باشد.

در نهایت، اگر نشانه‌های استرس در کودک شدید، مداوم یا همراه با تغییرات رفتاری جدی باشد، بهتر است از یک روان‌شناس کودک یا مشاور کمک گرفته شود. توجه زودهنگام به استرس کودکان می‌تواند از بروز مشکلات بزرگ‌تر در آینده جلوگیری کند و به رشد سالم‌تر و شادتر آن‌ها کمک کند.

برای مطالعه مطالب بیشتر به سایت یاس سپید مراجعه نمایید.

 نظر دهید »

چگونه با کودکان درباره جنگ رمضان صحبت کنیم؟

19 خرداد 1405 توسط نور دیده

با تعدادی از بچه ها که در تجمعات شبانه مشغول نقاشی بودند صحبت می کردم که چی میکشین 🤔

یهو شروع کردن به نام بردن موشکها که این خرمشهره این سجیله، این قدره و… 

🚀🚀🚀🚀🚀🚀🚀🚀🚀🚀

خیلی برام جالب بود چون فرقی با هم نداشتن 😁

 

گفتم خب چرا همش موشک میکشین؟ 

گفتن خب چی بکشیم؟ دلمون می خواد اسراییل رو داغون کنیم🇮🇷

 

صحبت کردن با کودکان درباره موضوعات پیچیده و حساسی مانند «جنگ» ، نیازمند ظرافت، صداقت و در عین حال محافظت از سلامت روان آن‌هاست. در ادامه مطلبی درباره چگونه با کودکان درباره جنگ رمضان صحبت کنیم ؟ارائه شده است:

 

 ۱. از سطح درک کودک شروع کنید

کودکان در سنین مختلف، ظرفیت‌های متفاوتی برای پردازش اطلاعات دارند. برای کودکان خردسال، نیازی به ارائه جزئیات خشن یا تصاویر تلخ نیست. کافی است بگویید: «در برخی جاها اختلافاتی وجود دارد و مردم در شرایط سختی هستند.» برای کودکان بزرگ‌تر، می‌توانید با زبانی ساده و بدون سوگیری‌های تحریک‌کننده، درباره مفهوم عدالت، صلح و ضرورت همدردی با کسانی که در سختی به سر می‌برند، صحبت کنید.

 ۲. فضای ماه رمضان را به عنوان فرصتی برای همدلی به کار بگیرید

ماه رمضان، ماهِ «تغییر نگاه» است. به جای تمرکز بر جنبه‌های جنگی، بر جنبه‌های انسانی تمرکز کنید. به کودک بگویید: «ما در این ماه روزه می‌گیریم تا یادمان باشد کسانی هستند که غذای کافی ندارند و در شرایط ناامنی زندگی می‌کنند.» این نگاه، مفهوم جنگ را از یک پدیده انتزاعی و ترسناک به یک «دعوت به مهربانی و کمک» تبدیل می‌کند.

 

 ۳. احساسات آن‌ها را معتبر بدانید

کودکان ممکن است با شنیدن اخبار، احساس ترس، خشم یا سردرگمی کنند. به جای اینکه به آن‌ها بگویید «نترس، چیزی نیست»، احساساتشان را بپذیرید. بگویید: «می‌دانم شنیدن این حرف‌ها ناراحت‌کننده است. من هم از اینکه آدم‌ها آسیب ببینند ناراحتم.» این کار باعث می‌شود کودک احساس نکند در مواجهه با اخبار تنهاست و اعتمادش به شما برای گفتگوهای بعدی حفظ شود.

 

 ۴. مرز میان واقعیت و رسانه را مشخص کنید

بسیاری از کودکان به دلیل مواجهه با تصاویر شبکه‌های اجتماعی، تصور می‌کنند جنگ در اتاق‌خواب آن‌ها در جریان است. به آن‌ها اطمینان دهید که در خانه و محیط زندگی‌شان در امنیت هستند. محدود کردن دسترسی به اخبار تصویری، مهم‌ترین اقدام حفاظتی شماست. به آن‌ها بگویید: «دنیا بزرگ است و متأسفانه در بعضی جاها صلح برقرار نیست، اما اینجا خانه ماست و من مراقب تو هستم.»

 

 ۵. از «کنش‌گری» به جای «تکرار درد» استفاده کنید

کودکان وقتی کاری انجام می‌دهند، احساس قدرت می‌کنند. به جای بحث‌های طولانی درباره ابعاد سیاسی جنگ، آن‌ها را در کارهای خیر سهیم کنید. مثلاً بگویید: «بیایید بخشی از پول توجیبی‌مان را برای کمک به کودکانِ آن مناطق جمع کنیم» یا «امروز برای سلامتی و آرامش همه بچه‌های دنیا دعا کنیم.» این کار «درماندگی» کودک را به «امید» تبدیل می‌کند.

 

۶. الگو باشید

اگر خودتان در مقابل کودک مدام مضطرب باشید یا با خشم و عصبانیت درباره اخبار صحبت کنید، کودک آن را جذب می‌کند. در حضور کودکان، آرامش خود را حفظ کنید. نشان دهید که علی‌رغم وجود مشکلات در دنیا، ما مسئولیم که در محیط کوچک خودمان مهربان‌تر باشیم.

 

نتیجه‌گیری:

هدف از صحبت درباره جنگ با کودکان، انتقالِ اخبار نیست؛ بلکه آموزشِ «انسان‌دوستی» است. سعی کنید در گفتگوهای خود، نگاه کودک را از «ترس از دشمن» به «عشق به صلح و نوع‌دوستی» سوق دهید. بگذارید بفهمند که اگرچه جنگ پدیده‌ای تلخ و واقعی است، اما رسالتِ ما در این ماه، تقویتِ روحیه گذشت، همدلی و دعا برای آرامشِ تمام انسان‌هاست. 

 

 نظر دهید »

نشانه‌های استرس کودکان در جنگ تحمیلی سوم

14 خرداد 1405 توسط نور دیده

استرس در کودکان می‌تواند به شکل‌های مختلفی بروز پیدا کند. علائم استرس به طور کلی شامل جنبه‌های جسمی، احساسی و رفتاری می‌شود. استرس مداوم، از اصلی ترین دلایل بروز سرطان در کودکان است. جنگ هم از شرایطی است که باعث بروز استرس می شود با توجه به این موارد قصد داریم به نشانه های استرس کودکان در جنگ تحمیلی سوم بپردازیم

 

مدیریت استرس کودکان در شرایط جنگ، یکی از حیاتی‌ترین و در عین حال دشوارترین وظایف برای والدین و مراقبان است. جنگ نه تنها امنیت فیزیکی، بلکه دنیای ذهنی و عاطفی کودکان را به‌طور کامل دگرگون می‌کند. در چنین شرایط بحرانی، کودکان به دلیل عدم درک کامل مفاهیم پیچیده پیرامون خود و وابستگی عاطفی به بزرگسالان، به‌شدت آسیب‌پذیر هستند. در ادامه، راهکارهای عملی و رویکردهای حمایتی برای کاهش فشار روانی بر کودکان در زمان جنگ بررسی می‌شود.

 

 ۱. ایجاد احساس امنیت و آرامش

اولین و مهم‌ترین قدم برای کودک، درک این موضوع است که در کنار مراقبان خود «ایمن» است. حتی اگر والدین خود دچار ترس و اضطراب باشند، باید سعی کنند در حضور کودک آرامش ظاهری خود را حفظ کنند. کودکان رفتار والدین را آینه وضعیت خود قرار می‌دهند؛ بنابراین، ثبات عاطفی بزرگسالان، سنگ بنای کاهش استرس در کودکان است. در آغوش گرفتن، نوازش کردن و صحبت کردن با صدایی ملایم، پیام‌های غیرکلامی قدرتمندی از حمایت را به کودک منتقل می‌کند.

 

 ۲. مدیریت اطلاعات و شفاف‌سازی مناسب سن

پنهان‌کاری مطلق یا دروغ گفتن به کودک، اعتماد او را سلب کرده و تخیلات هولناک او را تقویت می‌کند. با این حال، نباید کودک را با جزئیات خشن جنگ بمباران کرد. اطلاعات باید به اندازه‌ای باشد که کودک برای محافظت از خود نیاز دارد و متناسب با سطح درک او بیان شود. پاسخ دادن به سوالات کودک با صداقت، اما با زبانی ساده و آرام، باعث می‌شود او حس کند که در جریان امور است و این کنترل نسبی، اضطراب را کاهش می‌دهد.

 

 ۳. حفظ روتین‌های روزمره تا حد ممکن

جنگ نماد هرج‌ومرج و بی‌نظمی است. برای یک کودک، هیچ‌چیز ترسناک‌تر از فروپاشی ساختار زندگی نیست. تلاش کنید در حد امکان، فعالیت‌های روتین مانند زمان خواب، زمان خوردن غذا یا خواندن کتاب را حفظ کنید. این چارچوب‌های تکراری و پیش‌بینی‌پذیر به مغز کودک پیام می‌دهند که «زندگی همچنان ادامه دارد» و این پیوستگی، نوعی ثبات روانی در فضای پرآشوب ایجاد می‌کند.

 

۴.تشویق به ابراز احساسات

کودکان اغلب نمی‌توانند اضطراب خود را به زبان بیاورند و ممکن است آن را از طریق تغییر در رفتار (مانند شب‌ادراری، کج‌خلقی، چسبندگی به والدین یا گوشه‌گیری) نشان دهند. اجازه دهید کودک احساسات خود را از طریق نقاشی، بازی یا قصه‌گویی تخلیه کند. بازی کردن در شرایط جنگ، «کارِ» کودک است؛ او با بازی، وقایع تلخ را بازسازی کرده و به نوعی بر آن‌ها مسلط می‌شود. از بازی‌های او انتقاد نکنید، حتی اگر خشونت‌آمیز به نظر می‌رسند.

 

 ۵. توجه به سلامت جسمانی و خواب

استرس مزمن جنگ، سیستم عصبی کودک را در وضعیت «جنگ یا گریز» قرار می‌دهد. اطمینان از تغذیه مناسب و فراهم کردن شرایطی برای خواب کافی، به بازسازی قوای جسمانی کمک می‌کند. کمبود خواب، آستانه تحمل کودک را به شدت پایین آورده و او را در برابر بحران‌های روانی آسیب‌پذیرتر می‌کند.

 

نتیجه‌گیری

در شرایط جنگ، هدف ما حذف کامل استرس نیست، چرا که این امر غیرممکن است؛ هدف اصلی، «مدیریت استرس» و جلوگیری از تبدیل آن به تروما (ضربه روانی) پایدار است. حضور فعال، گوش دادن همدلانه و ایجاد محیطی که در آن کودک احساس کند شنیده می‌شود و مورد حمایت است، ارزشمندترین هدیه‌ای است که یک والد می‌تواند در تاریک‌ترین روزها به فرزندش پیشکش کند. پیوند عاطفی مستحکم، قوی‌ترین سپر دفاعی کودک در برابر ویرانی‌های جنگ است. 

برای مطالعه مطالب بیشتر به سایت یاس سپید مراجعه کنید.

 نظر دهید »

نقش مادران در شرایط جنگ تحمیلی سوم

07 خرداد 1405 توسط نور دیده

جنگ تحمیلی سوم به جنگ مشترک ایالات متحده آمریکا و اسرائیل با ایران اشاره دارد که با حملات آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند ۱۴۰۴ش/۱۰ رمضان ۱۴۴۷ق به مناطقی از ایران از جمله بیت رهبری آغاز شد.این جنگ تاثیر عمیقی بر زندگی همه ایرانیان به ویژه کودکان داشت آمریکا و شریک جنایتکارش به ایران حمله کردند. همه در بهت و شوک عمیق فرو رفته بودند. حالا چه میشود.همه مردم مثل یک روز عادی به سر کار رفته بودند. بچه ها در مدرسه در حال بازی بودند.

 

خیابان شلوغ بود که ناگهان ابر قدرت پوشالی دنیا به ایران حمله کرد. موشک باران ابتدا در تهران رخ داد و سپس شهرهای دیگر را در برگرفت. خبر رسید که در شهر میناب مدرسه ای مورد اصابت موشک قرار گرفته است. فاجعه ای عظیم رخ داده و همه دانش آموزان مدرسه به آسمان پرکشیدند. ۱۶۸ دانش آموز بیگناه که مثل ما سر كلاس هایشان بودن به یکباره این دنیا را ترک نمودند. مگر میشود فاجعه ای از این شدیدتر رخ دهد؟ مگر این دانش آموزان چه گناهی کرده بودند که باید قربانی زیاده خواهی کشورهای دشمن شوند؟ زخم این رویداد تا سالها بر پیکر ایران خواهد ماند و آمریکا و اسرائیل قطعا به سزای عمل جنایتکارانه شان خواهند رسید اما این تازه شروع جنگ رمضان ۱۴۰۴ بود. حال از دل مادران آنها سخن می گوییم  به نقش مادران در شرایط جنگ تحمیلی سوم نگاهی بیندازیم ببینیم چه کارهایی برای کودکان خود در این روزگار می توانند انجام دهند

 

 

فراتر از قربانی بودن

 

تصویر رایج از مادران در جنگ، آن‌ها را به عنوان قربانیان منفعل یا سوگوارانی دلشکسته نشان می‌دهد. در حالی که این جنبه از رنج آن‌ها واقعی و قابل احترام است، اما تنها بخش کوچکی از حقیقت را بازتاب می‌دهد. مادران در شرایط جنگی، نه تنها قربانی، بلکه کنشگران اصلی مقاومت، تداوم زندگی و حفظ هویت فرهنگی و انسانی هستند.

 

الف. نقش ثبات‌بخشی و حراست از کانون خانواده:

 

جنگ، بنیادی‌ترین نهاد اجتماعی یعنی خانواده را هدف می‌گیرد. در این میان، مادران ستون‌های اصلی حفظ این کانون هستند:

 

مدیریت بحران: در نبود همسر یا فرزندان بزرگ‌تر، مادران وظیفه تأمین معیشت، یافتن سرپناه امن، مدیریت منابع کمیاب مانند آب و غذا و حفظ سلامت جسمی و روانی اعضای باقی‌مانده خانواده را بر عهده می‌گیرند.

 

ایجاد امنیت روانی: مادران با حفظ آرامش ظاهری در هراس‌ناک‌ترین لحظات، به کودکان خود احساس امنیت می‌دهند. یک آغوش گرم مادرانه می‌تواند در میان صدای انفجار، تنها پناهگاه امن برای یک کودک باشد.

 

تداوم آموزش و تربیت: در شرایطی که مدارس تعطیل می‌شوند، مادران به اولین و آخرین معلمان فرزندان خود تبدیل می‌شوند، ارزش‌های اخلاقی، دینی و میهنی را منتقل می‌کنند و امید به آینده را زنده نگه می‌دارند.

 

ب. نقش اقتصادی و معیشتی:

 

با اعزام مردان به جبهه‌ها یا شهادت و اسارت آن‌ها، بسیاری از خانواده‌ها نان‌آور خود را از دست می‌دهند. در اینجا نقش اقتصادی مادران پررنگ می‌شود:

 

جانشینی نان‌آور: مادران با انجام کارهای طاقت‌فرسا مانند کشاورزی، خیاطی، و یا مشاغل خدماتی، بار تأمین معاش خانواده را به دوش می‌کشند.

 

مدیریت مصرف: آن‌ها با قناعت و تدبیر، از حداقل منابع، حداکثر استفاده را می‌برند و یاد می‌دهند که چگونه می‌توان با کمترین امکانات، زندگی با عزتی داشت.

 

پ. نقش در مقاومت و پایداری اجتماعی:

 

تاریخ جنگ‌ها، از جمله جنگ تحمیلی هشت ساله علیه ایران، مملو از نمونه‌های درخشان از این نقش است:

 

پشتیبانی از جبهه‌ها: مادران در پشت جبهه با پخت نان، دوخت لباس، بافتن پتو و آماده‌سازی تجهیزات، نقش حیاتی در تأمین مایحتاج رزمندگان داشتند.

 

پرورش فرزندان مقاوم: مادران شهید، اسوه‌های صبر و استقامت هستند. آن‌ها با ایمان و توکل خود، فرزندانی تربیت می‌کنند که داوطلبانه برای دفاع از وطن و ارزش‌ها به میدان جنگ می‌روند و این خود بزرگ‌ترین نقش مادر در پایداری یک ملت است.

 

حافظه تاریخی و فرهنگی: مادران، راویان قصه‌های جنگ برای نسل‌های بعدی هستند. آن‌ها با حفظ خاطرات، فرهنگ ایثار، شهادت و مقاومت را به آیندگان منتقل می‌کنند.

 

ت. نقش در التیام و بازسازی پس از جنگ:

 

پایان جنگ، پایان مسئولیت مادران نیست. آن‌ها در دوره بازسازی نیز نقشی کلیدی دارند:

 

ترمیم زخم‌های روحی: مادران با عشق و صبوری خود، به بازسازی روحیه اعضای خانواده و جامعه کمک می‌کنند.

 

بازسازی فیزیکی: بسیاری از مادران پس از جنگ در بازسازی خانه‌های ویران و احیای اقتصاد محلی نقش فعالی داشتند.

لطفاً برای مطالعه مطالب بیشتر به سایت یاس سپید مراجعه کنید.

 نظر دهید »

نقش مادری در حفظ آرامش خانواده هنگام جنگ

02 خرداد 1405 توسط نور دیده

مادر ،واژه ای دوست داشتنی برای همه ما است .و هروقت نام مادر می آید ،یاد محبت ها و آرامشی که از بغل کردنش می گرفتیم برایمان تداعی می شود اما وقتی حرف از جنگ می شود صدای انفجارهای وحشتناک و صدای آوار خانه ها، گریه و جیغ و فریاد بچه ها درذهنمان می چرخد و به دنبال تکیه گاه آرامش می گردیم حال می خواهیم ببینیم وظایف مادران در حفظ آرامش خانواده هنگام جنگ چیست؟ و چگونه ایفای نقش مادری را در شرایط جنگی انجام می دهند ؟،چگونه باعث آرامش قلب و ذهن ما می شوند؟ و ما را در این شرایط یاری می رسانند.

مادر در شرایط جنگی، فراتر از یک سرپرست ساده، به «قلب تپنده» و «سنگر امن» خانواده تبدیل می‌شود. وقتی سایه شوم جنگ بر سر یک جامعه گسترده می‌شود، نقش مادر در حفظ بقای روانی و جسمی اعضای خانواده اهمیتی حیاتی می‌یابد.

 

در بحران‌های جنگی که ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و امنیتی فرو می‌پاشند، مادر تنها کسی است که وظیفه دارد «معنای زندگی» را برای فرزندانش حفظ کند. او با وجود هراس‌های عمیق درونی، نقابی از آرامش بر چهره می‌زند تا از فروپاشی روانی کودکان جلوگیری کند. در واقع، مادر در جنگ، «مدیریت بحران» را در کوچک‌ترین مقیاس ممکن یعنی خانواده به عهده می‌گیرد؛ او باید با جیره‌بندی ناچیزترین منابع غذایی، تامین گرمایش در سرمای شب‌های بدون سوخت، و یافتن امنیت در میان آوارها، نقش یک فرمانده تاب‌آور را ایفا کند.

 

علاوه بر جنبه‌های مادی، مهم‌ترین کارکرد مادر در جنگ، «تولید امید» است. او با قصه‌گویی، نوازش و زنده نگه داشتن روال‌های عادی زندگی در میان صدای آژیرها و انفجارها، به فرزندانش یادآوری می‌کند که انسانیت و عشق فراتر از ویرانی‌های جنگ است. اوست که باید جراحت‌های جسمی و روحی فرزندان را مرهم بگذارد، وحشتِ از دست دادن خانه یا عزیزان را با آغوش خود تعدیل کند و مانع از آن شود که بذر نفرت و یأس در قلب‌های کوچک آن‌ها جوانه بزند.

 

در بسیاری از موارد، زنان در شرایط جنگی به ستون‌های اصلی مقاومت تبدیل می‌شوند. وقتی مردان خانواده به جبهه‌ها می‌روند یا در درگیری‌ها جان می‌بازند، این مادران هستند که نه تنها بار مسئولیت تأمین معاش را به دوش می‌کشند، بلکه باید نقش پدر را نیز برای فرزندان ایفا کنند. آن‌ها در عین حال که سوگوار عزیزانشان هستند، نمی‌توانند اجازه دهند اندوهشان فضای خانه را تسخیر کند؛ چرا که می‌دانند در آن شرایط بحرانی، آن‌ها تنها پناهگاه باقی‌مانده هستند.

 

در نهایت، نقش مادر در جنگ، نقش «نگهبانِ خاطرات و هویت» است. در حالی که جنگ می‌کوشد تا گذشته و آینده را از بین ببرد، مادر با حفظ روایت‌های خانوادگی و ارزش‌های انسانی، پلی برای عبور از تاریکی می‌سازد. او مظهر «تاب‌آوری مطلق» است؛ کسی که با دست‌های خالی، سقفی از عاطفه بر سر عزیزانش می‌سازد تا شاید در فردای پس از جنگ، این کودکان بتوانند در جهانی که ویران شده است، با قلبی سالم و انسانی بازسازی دوباره را آغاز کنند. ایثار مادر در جنگ، در واقع ایثاری برای بقای نسل و تداومِ زندگی در اوجِ مرگ است.

 نظر دهید »
  • 1
  • 2
مرداد 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            

مادر و دختری

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • تربیتی

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس